تقتید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقتید.[ ت َ ] (ع مص ) قتاده را بریده سوخته بخورش شتران دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). قَتاد، درختی است سخت خارناک (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقتید.[ ت َ ] (ع مص ) قتاده را بریده سوخته بخورش شتران دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). قَتاد، درختی است سخت خارناک (آنندراج ).