تقتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقتر. [ ت َ ق َت ْ ت ُ ] (ع مص ) خشم گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خشمگین شدن و تنفش . (از اقرب الموارد). ◄ دم برزدن . ◄ آماده شدن کارزار را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آماده ٔ جنگ شدن، مانند تقطر. (از اقرب الموارد). ◄ فریب دادن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در قتره پنهان شدن فریب دادن صید را. ◄ مهیا شدن کاری را. (از اقرب الموارد). ◄ یکسو شدن از کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ کناره گزیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).