تقبیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) بوسه زدن، بوسیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) بوسه زدن، بوسیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقبیل . [ ت َ ] (ع مص ) بوسه دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (منتهی الارب ) (آنندراج ). چون بقاعده باشد بوسه دادن . (ناظم الاطباء). بوسیدن چیزی را و بوسه دادن . (غیاث اللغات ) : بعد از تقدیم خدمت وتقبیل خاک حضرت و تقریر ثنا و تحیت گفت ... (سندبادنامه ص ١٩٨). ◄ تقبل العامل العمل تقبیلاً؛ ضامن دادن عامل، و این نادر است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به تقبل شود.