تقبیح کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقبیح کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زشت کردن و زشت شمردن کار کسی را. قبیح گردانیدن : شبهت نکرد که دشمنی تقبیح صورت کرده است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٤٦).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقبیح کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زشت کردن و زشت شمردن کار کسی را. قبیح گردانیدن : شبهت نکرد که دشمنی تقبیح صورت کرده است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٤٦).