تقبل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقبل کردن . [ ت َ ق َب ْ ب ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پذیرفتن و اجابت نمودن . (ناظم الاطباء). بعهده گرفتن . بگردن گرفتن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تقبل نمودن : بر وفق مزاج او سخن ها گفته بودند و تقبلها و تکلفها کرده . (جهانگشای جوینی ).
فرهنگ طیفی واژهدان
متحمل شدن، تقبل پرداخت کردن، سهیم شدن بودجه گذاشتن، خرج داشتن
واژگان فارسی سره واژهدان
پذیرفتن، پذیرا شدن