فرهنگ لغت
معنی تقاص، تلافی، خونخواهی، کیفر، کین‌جویی، کین‌خواهی، کین‌کشی، کینه‌توزی، مقابله‌بمثل ≠ اغماض، عفو | فرهنگ لغت