تقاسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- با هم بخش کردن.<BR>۲- با هم قسم خوردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- با هم بخش کردن. ۲- با هم قسم خوردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقاسم . [ ت َ س ُ ] (ع مص ) باهم وابخشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ میان خود بخش کردن مال را.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مال بخش کردن . (آنندراج ). گرفتن هریک قسمت خود را از مال . (از اقرب الموارد) : چون قصابی ذبیحه بکشتی فقرا را بر تقاسم اجزای خون وی مزاحمت رفتی و بدان تسکین نایره ٔ جوع میکردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٢٦). ◄ با یکدیگر سوگند خوردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بهم سوگند خوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). تحالف . (اقرب الموارد).