فرهنگ لغت

تفکده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تفکده . [ ت َ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) کنایه از پزاوه و آتشدان و مانند آن . (آنندراج ).آتشدان و منقل و پرکین . (ناظم الاطباء) : داغت به مغز رفته فرو، حال جسم و جان از شعله های تفکده ٔ استخوان مپرس . ظهوری (از آنندراج ).

معنی تفکده | فرهنگ لغت