فرهنگ لغت

تفویض کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تفویض کردن . [ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تسلیم کردن . بخشیدن : عنان کامرانی و زمام جهانداری به ایالت و سیاست اوتفویض کرد. (کلیله و دمنه ). وصیت کرد که بامدادان نخستین کسی که از دَر این شهر درآید تاج شاهی بر سر وی نهند و تفویض تخت و ممالک به وی کنند. (گلستان ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تفویض کردن | فرهنگ لغت