تفریط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفریط. [ ت َ ] (ع مص ) هیچکاره گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ضایع کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ پراکنده و پریشان کردن چیزی را. (از اقرب الموارد). ◄ فرستادن پیش کسی، رسول را. ◄ عجز پیش آوردن در کاری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) ◄ تقصیر کردن در کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کوتاهی و کمی کردن در کاری . (غیاث اللغات ). کوتاهی و کمی در کار و کمتر از بایست . ضد افراط. (ناظم الاطباء). ♦ اهل تفریط یا مشبهه یا اهل تقصیر ؛ فرقی از شیعه که خداوند را بیک تن از مخلوقان تشبیه میکنند. (شهرستانی ص ٦٥ از خاندان نوبختی ٢٥٠). رجوع به مشبهه شود. ◄ دلیر شدن در خصومت . ◄ پیش درآمدن در خصومت . (از اقرب الموارد). ◄ در گذشتن از کسی و گذاشتن آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ترک کردن و گذاشتن و درگذشتن از کسی . (آنندراج ). ترک کردن و پیش آمدن کسی را. (از اقرب الموارد). ◄ زمان دادن و تأخیر کردن . (از اقرب الموارد). ◄ نیک افزودن در ستایش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). افراط در ستایش کسی و همچنین است در هجو کسی . ضد است . (اقرب الموارد). قیل و قلما یستعمل الا فی الشعر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ دور کردن نابایست از کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ فراموش کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).