تعییب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- معیوب ساختن.<BR>۲- به عیب نسبت دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- معیوب ساختن. ۲- به عیب نسبت دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعییب . [ ت َع ْ ] (ع مص ) معیوب کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). عیبناک ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). ◄ به عیب منسوب نمودن کسی را. (از اقرب الموارد). و رجوع به تعیب شود.