تعفیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) به خاک مالیدن، خاک آلود کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) به خاک مالیدن، خاک آلود کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعفیر. [ ت َ ] (ع مص ) آمیختن گوسپندان سیاه را با گوسپندان سپید سرخی مایل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خاک آلوده کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ در خاک گردانیدن . (زوزنی ). در خاک غلطانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : لمن اُذل قد عفر و ارغم . (اقرب الموارد). ◄ در زیر خاک دفن کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بر زمین زدن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بازداشتن گاهگاه، وحشی ماده شیر را از بچه به اراده ٔفطام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پستان بگل آلوده کردن زن بجهت فطام . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). پستان بگل آلودن زن به جهت فطام تا کودک از آن بیزار شود. (از اقرب الموارد). ◄ خشک کردن گوشت را به آفتاب بر ریگ تفسان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سپید کردن و فی الحدیث : ان امراة شکت الیه ان ما لها لایزکو، فقال ما الوانها فقالت سود، فقال عفری ؛ ای استبدلی اغناماً بیضاً فان البرکة فیها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ).