تطیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ طَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) عطر زدن، خود را خوشبو کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ طَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) عطر زدن، خود را خوشبو کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطیب . [ ت َ طَی ْ ی ُ ] (ع مص ) خود را خوشبوی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). خویشتن را خوشبوی کردن . (زوزنی ). آلودن خود را به بوی خوش و خود را خوشبوی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). خوشبودار کردن و خوشبودار شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).