تطرق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ طَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- راهپیمایی کردن.<BR>۲- راه یافتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ طَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- راهپیمایی کردن. ۲- راه یافتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطرق . [ ت َ طَرْ رُ ] (ع مص ) راه کردن و راه یافتن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ سیر کردن بسوی کسی و رسیدن بدو. ◄ راه خواستن برای امری . (از اقرب الموارد). ◄ عبور کردن از یکدیگر در راه ومزاحم شدن و اذیت کردن . ◄ مسافرت نمودن .منشعب شدن و جدا شدن . (ناظم الاطباء). ◄ شکسته شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مقابلی و جدایی و بی قراری و مقابلی الفاظ مترادف . (ناظم الاطباء).