تضریع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تضریع. [ ت َ ] (ع مص ) نزدیک گشتن آفتاب به فروشدن . (تاج المصادر بیهقی ). غروب کردن یا نزدیک به غروب رسیدن آفتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خوب ناپختن شیره را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ وقت فرودآوردن از دیگدان رسیدن دیگ را. ◄ قریب به پویه دویدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).