تضرعکنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تضرع کنان . [ت َ ض َرْ رُ ک ُ ] (ق مرکب ) در حال تضرع : بدان تا ز باغ تو یابد بری تضرع کنان هر کسی بر دری . نظامی . زبان آوران رفته از هر مکان تضرع کنان پیش آن بی زبان . (بوستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی