تصییف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصییف . [ ت َص ْ ] (ع مص ) بسنده بودن تابستان را. (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گویند هذا الطعام یصیفنی ؛ یعنی برای تابستان مرا بسنده است . ◄ تابستان به جایی اقامت کردن . (از اقرب الموارد). و رجوع به تصیف شود.