تصویرکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصویرکش . [ ت َص ْ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) تصویرگر. مصور. (آنندراج ). صورتگر. نگارنده ٔ صورت، که صورت کشد و شکل چیزی را نگارد : شوخ تصویرکشم جلوه ٔرنگین دارد نقش پایش چو قلم صورت گلچین دارد. مفید بلخی (از آنندراج ).