تصدی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ صَ دِّ) (مص ل.) عهده دار کاری شدن، مسؤلیت کاری را پذیرفتن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطعهدهدار، ماموریت، مباشرتعهدهدار شدنواژه قبلی: تصدقواژه بعدی: تصدیر