تصحیح کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصحیح کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اصلاح کردن و درست نمودن . (ناظم الاطباء). درست کردن . ◄ غلطگیری کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به تصحیح شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ویراستاری کردن، ویرایش کردن، ادیت کردن، اصلاح کردن، حکواصلاح کردن، تنقیح کردن، منقح ساختن غلطگیری کردن، خطایابی کردن رفع اشکال کردن، بهسازی کردن ارزشیابی شدن (اوراق امتحانی)
واژگان فارسی سره واژهدان
ویراستن، درست کردن