تصبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصبیر. [ ت َ ] (ع مص ) شکیبایی فرمودن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). امر کردن کسی را به شکیبایی . (از اقرب الموارد). خواستن از کسی شکیبایی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شکیبایی خواستن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ بدون وزن و کیل گرفتن طعام را. (از اقرب الموارد). و رجوع به صُبرَة شود. ◄ تصبیر میت ؛ قرار دادن صبر در بطن آن برای جلوگیری از سرعت بوی گرفتن جسد و تاکنون دیده نشده . (از اقرب الموارد). مومیایی کردن اجساد مردگان را چنانکه در مصر قدیم . (یادداشت مرحوم دهخدا).