تصبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ صَ بُّ) [ ع. ] (مص ل.) صبر کردن، شکیبایی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ صَ بُّ) [ ع. ] (مص ل.) صبر کردن، شکیبایی کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصبر. [ ت َ ص َب ْ ب ُ ] (ع مص ) شکیبایی کردن . (زوزنی ) (دهار) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خود را بستم بازداشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بتکلف صبر کردن . (از اقرب الموارد) : و تصبر و اصطبار می برزیدند و بر چندان تعذیب و تشدید صبر و جلادت مینمودند. (سندبادنامه ص ٣٢٩).