تشن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشن . [ ت َ / ت ِ ش َ] (اِ) جاکشو است و آن دانه باشد نرم و سیاه و لغزنده از عدس بزرگتر که در داروهای چشم بکار برند. (برهان ) (آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی ) (از ناظم الاطباء).
تشن . [ ت ِ ش َ ] (اِخ ) شهری در سیلزی که در سال ١٧٧٩ م . در این شهر قرارداد صلحی بین فردریک دوم پادشاه پروس و ماری ترز ملکه ٔ اتریش منعقد گردید و جنگ بر سر باویر خاتمه یافت . این شهر در سال ١٩٢٠ م . به دو قسمت تقسیم شد. قسمتی با ٣٤٩٠٠ تن سکنه به چکسلواکی وقسمت دیگر با ٢٠٠٠٠ تن سکنه به لهستان واگذار شد.