تشمیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشمیت . [ ت َ ] (ع مص ) دعا کردن کسی راکه عطسه زند. (دهار). دعای عطسه گفتن یا عام است و منه حدیث : زواج فاطمة علیها الصلوة و السلام فاتاهما فدعا لهما و شمت علیهما ثم خرج . و دعای عطسه مسنون است نزد شافعی و دیگران مر شنونده را و مشهور از مالکیة وجوب آن است . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دعاکردن عطسه کننده را. (از اقرب الموارد). ◄ خائب و خاسر گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فراهم آوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).