تشفع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشفع. [ ت َ ش َف ْ ف ُ ] (ع مص ) شفاعت کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شفاعت خواستن . (زوزنی ) (از اقرب الموارد). ◄ در جمله ٔ زیر به معنی درخواست و خواهش کردن آمده است : و از من اندرخواست به وجه تشفع و تضرع و تقرب ... و نرم تر قولی التماس کرد تا سوءالاتی که اندر آن قصیده است، به نام او حل کرده شود. (جامعالحکمتین ناصرخسرو چ معین ص ١٧).