تسکین ساز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسکین ساز. [ ت َ ] (نف مرکب ) آرام کننده . آسایش رساننده . تسلی دهنده . درمان کننده ٔ درد. طبیب : در این علت سرای دهر خرسندی طبیبت بس چو تسکین سازت این باشد کند درد تو درمانی . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسکین ساز. [ ت َ ] (نف مرکب ) آرام کننده . آسایش رساننده . تسلی دهنده . درمان کننده ٔ درد. طبیب : در این علت سرای دهر خرسندی طبیبت بس چو تسکین سازت این باشد کند درد تو درمانی . خاقانی .