تسکیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسکیر. [ ت َ ] (ع مص ) چشم ببستن .(تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ). چشم بستن و مانع دیدن شدن و سرگشته ساختن کسی . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد) : قوله تعالی، سُکَّرَت ابصارنا(قرآن ١٥/١٥)؛ ای مدت و منعت النظر اوغشیت او حیرت او لحقها مایلحق شارب المسکر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ خوه (خبه، خفه ) کردن . (تاج المصادر بیهقی ). خبه کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خفه کردن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ بستن در را. (از المنجد). ◄ مانند شکر شدن چیزی . (از المنجد).