تسکا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسکا. [ ت ُ ] (اِ) یک قسم درخت جنگلی است در شمال ایران که رنگ برگ و پوستش تار است . (فرهنگ نظام ). چوب این درخت کم دوام و غالباً جهت سوخت بکار رود و بیشتر در کنار رودخانه ها و آبگیرها و باتلاقها میروید و در پاره ای از روستاهای گیلان آنراتوسه و توسکا، نامند و رجوع به توسکا و توسه شود.
تسکا. [ ت ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نشتا، که در شهرستان شهسوار و ١٨ هزارگزی جنوب خاوری شهسوار و ٣ هزارگزی شوسه ٔ شهسوار به چالوس قرار دارد. دشتی معتدل ومرطوب است و ٥٠ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ کاظم رود و محصول آنجا برنج است . شغل اهالی زراعت است وراه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
تسکا. [ ت ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کالج در بخش مرکزی شهرستان نوشهر و دو هزارگزی جنوب المده، بر کنار شوسه ٔ المده به گلندرود قرار دارد. دشتی معتدل و مرطوب است و ١٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ کچ رود و محصول آنجا برنج است و شغل مردم آنجا زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣) و رجوع به سفرنامه ٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ١٠٩ شود.