تسوج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسوج . [ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کوار در بخش سروستان شهرستان شیراز است که در ٩٥ هزارگزی باختر سروستان و ٤ هزارگزی شوسه ٔ شیراز به فیروزآباد واقع است، جلگه ای معتدل است و ٩٤٨ تن سکنه دارد آب آن از رودخانه ٔ قره آغاج، و محصول آنجاغله و چغندر و صیفی است . شغل مردم آنجا زراعت است وراه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
تسوج . [ ت َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای پنجگانه ٔ بخش شبستر شهرستان تبریز است که در شمال باختری بخش و ساحل دریاچه ٔ ارومیه واقع است . از شمال به شهرستان مرند و از جنوب به دریاچه ٔ ارومیه و از خاور به دهستان شرفخانه و از باختر به ولایان محدود است . قراء ساحلی آن دارای هوای معتدل و مرطوب و راه آن ارابه رو است که میتوان اتومبیل برد. ولی قراء کوهستانی که دارای آب و هوای سالم است راه مالرو دارند. آب این دهستان از چشمه ها و رودخانه های محلی تأمین میشود. و محصول عمده ٔ آن غله و حبوبات و زردآلو و سیب میباشد. این دهستان از چهارده آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعاً ١٣٤٨٠ تن سکنه دارد. و مهمترین قراء آن تسوج که مرکز دهستان است و قره تپه وامستجان می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
تسوج . [ ت َ ] (اِخ )قصبه ای از دهستان تسوج در بخش شبستر شهرستان تبریز است که در ٣٣ هزارگزی شمال باختری شبستر در مسیر شوسه ٔ صوفیان به شاهپور قرار دارد. جلگه ای معتدل است و ٤٣٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آنجا غله و حبوبات است شغل مردم زراعت و گله داری است . راه شوسه و فرهنگ و شعبه ٔ آمار و بهداری و پست و دبستان و ٢٥ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).