تسنیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) پُر کردن ظرف.<BR>۲- (اِ.) نام چشمهای در بهشت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) پُر کردن ظرف. ۲- (اِ.) نام چشمهای در بهشت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسنیم . [ ت َ ] (ع مص )بزرگ کوهان کردن گیاه، شتر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ پرکردن آوند را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پرکردن ظرف . (آنندراج ). پرکردن ظرف چنانکه از سر آن بگذرد و مانند کوهان برآمده گردد. (از متن اللغة). پرکردن آوند. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ پرکردن کیل چنانکه سنامی بر فوق آن درست شود. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ برآمدن بر چیزی . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد)(از المنجد). ◄ برداشتن چیزی را: سنم الشی ٔ؛ رَفعه ُ. (از متن اللغة). ◄ چیزی برسان خرپشته کردن . (تاج المصادر بیهقی ). خرپشته کردن قبر را، خلاف تسطیح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
تسنیم . [ ت َ ] (اِخ ) چشمه ای است در بهشت . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (از زمخشری ). آبی است در بهشت که بالای غرفه ها روان است، یا چشمه ای است که بالای اهل جنت برآمده . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). چشمه ای است در بهشت که آب آن از بلندی فرو ریزد. (از متن اللغة). آبی است در بهشت . (ازمتن اللغة) (از المنجد) : و مزاجه ُ من تسنیم عیناً یشرب ُ بها المقربون . (قرآن ٨٣ / ٢٧ و ٢٨). شفای تب زدگان بود شربتش گویی که برد شربتش از سلسبیل و از تسنیم . سوزنی . بشارتی برساند به گوش مجلسیان ز خمر و حور و قصور و ز کوثر و تسنیم . سوزنی . قربه ای پرکن ز تسنیم ضمیر روح را با آن به سقایی فرست . خاقانی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه