تسنن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسنن . [ ت َ س َن ْ ن ُ ] (ع مص ) متغیر شدن . ◄ به راهی درشدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). گذشتن از عَدوه . (از متن اللغة). ◄ عمل کردن به سنت . (از المنجد). ◄ مذهب اهل سنت را در اختیار کردن . (از متن اللغة). سنی گری، سنی شدن . مقابل تشیع. چاریاری . ♦ از اهل تسنن ؛ از اهل سنت و جماعت، سنی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به سنت شود.