تسلیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) گماشتن، چیره دست کردن، مسلط ساختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) گماشتن، چیره دست کردن، مسلط ساختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسلیط. [ ت َ ] (ع مص ) برگماشتن . (زوزنی ) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). برگماشتن کسی را بر کسی . (آنندراج ). ◄ چیره گردانیدن کسی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ روان کردن حکم و قدرت را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قوت و قهر دادن کسی را بر دیگری . (از متن اللغة). قهر و قدرت کسی را بردیگری روان کردن . (از اقرب الموارد) (از المنجد).