تسالم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ لُ) [ ع. ] (مص م.) صلح کردن، با هم سازش کردن.<br>واژه قبلی: تساقطواژه بعدی: تسامح