فرهنگ لغت

تزیق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تزیق . [ ت َزَی ْ ی ُ ] (ع مص ) سرمه کردن و آراستن زن خود را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سرمه کردن در چشم و خویشتن رازینت دادن و آراستن . (ناظم الاطباء). تزین و اکتحال زن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی تزیق | فرهنگ لغت