تزریف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تزریف . [ ت َ ] (ع مص ) پاک کردن و دور نمودن . ◄ افزودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغه ) (از المنجد) (از اقرب الموارد). ◄ زیاده کردن در سخن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). زیاده کردن در سخن و دروغ گفتن . (از المنجد). و فی الحدیث : کان الکلبی یزرف فی الحدیث . (اقرب الموارد). ◄ نفوذ کردن تیر در چیزی . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ فرقه فرقه گردانیدن قوم . (از اقرب الموارد) (از المنجد).