تزرج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تزرج . [ ت ِ زِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبلوئیه در بخش زرند شهرستان کرمان که در ٣٠ هزارگزی جنوب باختری زرند و ١٠ هزارگزی باختر راه مالرو زرند به رفسنجان واقع است و ١٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
تزرج . [ ت ِ زِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سربنان در بخش زرند شهرستان کرمان که در ٤٨ هزارگزی خاوری زرند و ٦ هزارگزی خاور راه مالرو زرند به راور قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ٥٠ تن سکنه دارد آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و حبوبات است شغل مردم آنجا زراعت است وراه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
تزرج . [ ت ِ زِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رابر، در بخش بافت شهرستان سیرجان که در ٣٦ هزارگزی خاور بافت و ٢ هزارگزی راه مالرو بافت به رابر قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ٤٠ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آنجا غله و حبوبات است شغل مردم آنجا زراعت و از طایفه ٔ فلاحی هستند.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).