تریم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تریم . [ ت َ ] (ع ص، اِ)فروتنی نماینده برای خدا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مرد ملوث به معایب یا ملوث به چرک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
تریم . [ ت َ ] (اِخ ) شهری است به حضرموت . (منتهی الارب ) (از متن اللغه ). نام یکی از دو شهر حضرموت است زیراحضرموت اسم تمام ناحیه ای است که دو شهر شبام و تریم در آن قرار دارد و در هر یک قبیله ای است که هر شهر بنام همان قبیله نامیده میشود. (از معجم البلدان ).
تریم . [ ت ِ ی َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نام وادیی است میان مضایق و وادی یبع... ابن السکیت گوید نزدیک مدین است . (از معجم البلدان ).