تریبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تریبة. [ت َ ب َ ] (ع اِ) واحد ترائب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). استخوان سینه . (زمخشری ) (از المنجد) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). واحد ترائب و آن استخوان سینه است . (از اقرب الموارد). و رجوع به ترائب شود.
تریبة. [ ت ُ رَ ب َ ](اِخ ) موضعی است به یمن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صاحب تاج العروس آرد: قریه ای است نزدیک زبید در یمن و در آن آرامگاه ولی مشهور طلحةبن عیسی بن اقبال که به هتار معروف میباشد و من آن را چندین بار زیارت کردم و او را کرامات معروفی است . (از تاج العروس ).