ترکیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ رَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- شکافته شدن.<BR>۲- منفجر شدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطانفجارترکخوردن، درز بر داشتن، شکافته شدن، کفتن، منفجر شدنواژه قبلی: ترکیب بندواژه بعدی: ترکیده