ترویج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) رواج دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) رواج دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترویج . [ ت َرْ ] (ع مص ) رایج کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). روان کردن .(تاج المصادر بیهقی ). روایی دادن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). رواج دادن کالا. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ آرایش دادن کلام و مبهم ساختن آن چنانکه حقیقت آن درک نشود. (از المنجد). ◄ تعجیل کردن چیزی را. (از المنجد) (از اقرب الموارد). ◄ دوام یافتن غبار بر سر شتر. (از اقرب الموارد).
واژگان فارسی سره واژهدان
گسترش دادن، گسترش، روامندساختن، رواگی، رواگ، روادهی، رواج دادن، روا کردن، روامندسازی، بازارگرمی