ترنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترنی . [ ت ِ ] (اِخ ) شهر و مرکز ولایتی است در ایالت اومبری ایتالیا که ٨٤٤٠٠ تن سکنه دارد. این شهر در حوالی آبشار ولینو واقع است و دارای کارخانه ٔ تصفیه ٔ فلزات میباشد.
ترنی . [ ت َ رَن ْ نی ] (ع مص ) پیوسته نگریستن به سوی محبوب خود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
ترنی . [ ت ُ نا ] (ع اِ) کنیز و زن فاجرو حرامکار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ابن ترنی ؛ لئیم و ناکس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و یقال ؛ ترنی و ابن ترنی، ولدالبغی . (تاج العروس ). زن فاجره، زن زناکار: ابن ترنی ؛ فرزند زن زناکار که پدرش معلوم نباشد. (از متن اللغة ج ١ ص ٣٩٥).