ترنیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترنیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) سرود کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) سرود. ناله . شادمانی (ناظم الاطباء). ◄ ناله کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ شادمان کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ بر پیوسته نگریستن داشتن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شگفت آوردن کسی را حسن کسی و پیوسته نگریستن داشتن او را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ترنیه . [ ت ِ ی ِ ] (اِخ ) بلوکی در ولایت لان فرانسه که بر کنار کانال سن کانتن واقع است و دارای کارخانه ٔ قند و ٥٩٠٠ تن سکنه است .