ترم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تِ) [ انگ. ] (اِ.) هر یک از تقسیمات یک دورة تحصیلی که زمان آن مشخص باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تِ) [ انگ. ] (اِ.) هر یک از تقسیمات یک دوره تحصیلی که زمان آن مشخص باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترم . [ ت ِ ] (اِخ ) یکی از خدایان اساطیری روم و محافظ مرزها است و آنرا با مجسمه ٔ نیم تنه ای که غالباً بی دست بود بر بالای ستونی از سنگ نشان میدادند.
ترم . [ ت َ رَ ] (ع مص ) درد کردن گذرگاه سرگین است . (شرح قاموس ). ◄ (ع اِ) وجعالخوران . (تاج العروس ). وجعالخوران الدبر و این بیماریی است که شتر میگیرد. (از متن اللغة).دردی که در کون حیوان عارض می شود. (ناظم الاطباء).
ترم . [ ت َ ] (ع اِ) تُرم . تُرمَه . نشیمن گاه . (دزی ج ١ ص ١٤٦).
واژگان فارسی سره واژهدان
دوره، دورک