ترقیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) نوشتن، خط نوشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) نوشتن، خط نوشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترقیم . [ ت َ ] (ع مص ) مخطط بافتن جامه را و خطدار کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ کتابت کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نوشتن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ آراستن خط و نقطه نهادن تا واضح گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (ازالمنجد). ◄ نزدیک با هم نمودن سطور را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ داغ کردن شتر را. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
مترادف و متضاد واژهدان
تحریر، کتابت، نگارش نگاشتن، نوشتن (متضاد: تقریر)