ترقیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترقیش . [ ت َ ] (ع مص ) بیاراستن . (از زوزنی ). آراستن سخن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ سخن چینی کردن . (زوزنی ). بربستن و سخن چینی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سخن چینی کردن، زیرا نمام کلام خود را آرایش دهد. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ نوشتن سخن را. ◄ نوشتن صحیفه را. ◄ عتاب کردن کسی را. (از اقرب الموارد) ( از المنجد).