ترقیح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) اصلاح کردن، نیکو گردانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) اصلاح کردن، نیکو گردانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترقیح . [ ت َ ] (ع مص ) اصلاح کردن مال را، یقال : فلان یرقح ماله و عیشه ؛ ای یصلحه . (از اقرب الموارد). نیکویی سیاست و تیمار داشتن شتران را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). به اصلاح آوردن معیشت . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).