ترفند کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترفند کردن . [ ت َ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مکر و حیله کردن . زرق و دستان کردن . تزویر کردن : بسی چاره ها جست و ترفند کرد سرانجام پنهان یکی بند کرد. (گرشاسبنامه ). و رجوع به ترفندو ترفنده شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترفند کردن . [ ت َ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مکر و حیله کردن . زرق و دستان کردن . تزویر کردن : بسی چاره ها جست و ترفند کرد سرانجام پنهان یکی بند کرد. (گرشاسبنامه ). و رجوع به ترفندو ترفنده شود.