ترعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترعی . [ ت َ رَع ْ عی ] (ع مص ) چریدن ستور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ترعت الماشیة و ارتعت ترعیاً و ارتعاء. (از اقرب الموارد).
ترعی .[ ت ِ عی ی ] (ع ص ) مرد نیکو چراننده و نیکو سیاست کننده ٔ شتران . یا آن که شتربانی پیشه ٔ او و پیشه ٔ پدران اوست . (منتهی الارب ). رجل ترعایة. (ناظم الاطباء). تِرعْایة. تراعیة [ ت ِ / ت ُ ی َ ] . نیکو چراننده ٔ شتر. (از اقرب الموارد). و رجوع به ترعایة و ترعیة شود.