ترسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترسی . [ ت َرْ رَ سی ی ] (اِخ )رجوع به ابن قطاع و معجم البلدان ذیل تَرّسة شود.
ترسی . [ ت َرْ رَ سی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به تَرَّسة. (از معجم البلدان ). و رجوع به ماده ٔ بعد و تَرَّسة شود.
ترسی . [ ت ُ ] (ص نسبی ) هر چیز که بصورت سپر مشابه باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). منسوب به ترس که سپر باشد و سپرمانند. (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) نام غضروفی باشد از غضروفهای حنجره که به لمس در زیر زنخدان پیدا باشد، و آنرا درقی نیز گویند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تُراس شود.