ترس کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترس کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بیم کردن . وحشت کردن : نه خوفی از اثر آه خسته ای خوردی نه ترسی از گذر اشک سایلی کردی . عماد فقیه (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترس کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بیم کردن . وحشت کردن : نه خوفی از اثر آه خسته ای خوردی نه ترسی از گذر اشک سایلی کردی . عماد فقیه (از آنندراج ).